ミ★ミஜミ★ミஜمی دونی تنهام بی توஜミ★ミஜミ★ミ

دوستت دارم تا همیشه

انگار سالهاست که از تو دورم

انگار سالهاست که ساعت دیواری چرت می زند

انگار سالهاست که شبها به روزها و روزها به شبها می ماند

انگار سالهاست که پنکه سقفی باد گرمش را حواله ای افکار دریده ام میکند

انگار سالهاست که صدای صوت ناساز جیرجیرک اتاق حنجره ام لال می شود

انگار سالهاست که ماهی سفره عید پارسال زیر نور آفتاب رنگش پرید

انگار سالهاست که فعل های حوادث غیر منتظره در راه مانده بود

انگار سالهاست که کابوس هایم تکرار می شود

انگار سالهاست که صحنه های تکراری ذهنم هر روز تکرار می شود

انگار سالهاست که جمله هایم از سطر پنجم سقوط می کند و دوباره نمیشود

انگار سالهاست که جنین هستم

انگار سالهاست که پنج سالگی ام روی ساعت سه تکرار می شود

انگار سالهاست که هوس کردم خواب ببینم

انگار سالهاست که نماز شبم را روی مستی شبانه پدرم سلام می شود

انگار سالهاست که چها راه نادر هر روز گم می شود

انگار سالهاست که هنوز ته کوچه وقتی از بازی بر می گردم بدنبالم هستند

انگار سالهاست که در آب افتادم و نفسم پر از دود ماشین های نارس شد

انگار سالهاست که خیل عظیمی از تازیانه های حسرتهای کودکیم روی مناطق ممنوعه تیر می کشد

انگار سالهاست که گناهانم هر روز صدایم میکنند و نوشته هایم نا تمام ماند

انگار سالهاست که دلم برایت تنگ شد

انگار سالهاست که در تنهاییم گیج لحظه های شاد سالهای نطفه بستنم شدم

انگار سالهاست که هر روز می خواهم تازه باشم تا از بین نروم

انگار سالهاست که رد پای شب های پیریم را رشمیزهای دیوارهای توفالی خاک کردند

انگار سالهاست که دلم برای مورچه خوار میسوزد

انگار سالهاست که از کوچه تنگ لولو خورخوره ها رد شدم و به ته نرسیدم

انگار سالهاست که دوستت دارم.

.

.

.

 

انگار سالهاست که تو را در اتاق خفقان زدهای روز تولدم تا ثانیه های صبح ندیده ام.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط سعیده نظرات () |

نوشته شده در ساعت توسط مدیر |

» انگار سالهاست که..... :: سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧
نوشته شده در ساعت توسط مدیر |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس