تمشعری دیگر از فروغ فرخزاد :

اینم یه شعر دیگه از فروغ فرخزاد تقدیم به دوستانی که درخواست کرده بودن !

 

 

پوچ

 

 

دیدگان تو در قاب اندوه

سرد و خاموش

خفته بودند

زودتر از تو ناگفته ها را

با زبان نگه گفته بودم

 

از من و هرچه در من نهان بود

میرمیدی

میرهیدی

یادم آمد که روزی در این راه

ناشکیبا مرا در پی خویش

میکشیدی

میکشیدی

آخرین بار

آخرین بار

آخرین لحظهء تلخ دیدار

سر به سر پوچ دیدم جهان را

باد نالید و من گو کردم

خش خش برگهای خزان را

 

باز خواندی

باز راندی

باز بر تخت عاجم نشاندی

باز در کام موجم کشاندی

گرچه در پرنیان غمی شوم

 

 

 

بی تو من تنهاترین تنهای شهرم

دلم برای کسی تنگ است

که چشمهای قشنگش را

به عمق آبی دریا می دوخت

و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند

دلم برای کسی تنگ است

کسی که خالی وجودم را از خود پر می کرد

و پری دلم را با وجود خود خالی

دلم برای کسی تنگ است

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

دلم برای کسی تنگ است

که بیاید

و به هر رفتنی پایان دهد

دلم برای کسی تنگ است

که آمد

رفت

...... و پایان داد

کسی ....

کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود

کسی که دوستش دارم

کاش اشک هامو میدیدی ...

جدایی درد بی درمان عشق است

جدایی حرف بی پایان عشق است

جدایی قصه های تلخ دارد

جدایی ناله های سخت دارد

جدایی شاه بی پایان عشق است

جدایی راز بی پایان عشق است

جدایی گریه وفریاد دارد

جدایی مرگ دارد درد دارد

خدایا دور کن درد جدایی

که بی زارم دگر از آشنایی ...

/ 22 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه سپید

[گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ] [گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ] [گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ]

سایه سپید

[گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ] [گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ] [گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ]

سایه سپید

[گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ] [گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ] [گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ]

غریبه ی آشنا

راستی این نظرای قبلیمم قسمت نظراتت تایید نمیکرد که ارسال شده منم اعصاب نداشتم[نیشخند]هی ارسالو میزدم! واس همین زیاد شد sorry[چشمک]

داوود

روست داریم خیلی خوب بود